پس از اتفاقات Metal Gear Solid Peace Walker، بیگ باس و نیروهای MSF همچنان به عنوان ارتشی مستقل به فعالیت خود ادامه میدهند. ارتشی که حالا سلاح هستهای قدرتمندی را نیز در اختیار دارد. فوریه 1975 آژانس بینالمللی انرژی هستهای با ارسال نامهای به MSF اعلام میکند که قصد دارد با توجه به اطلاعات به دست آمده درباره خرید سوخت هستهای از ازبکستان، پایگاه آنها را مورد بررسی قرار دهند. بیگ باس و کازوهیرا میلر متوجه میشوند که پشت این بررسی یکباره، سایفر نقش کلیدیای داشته و قصد دارند در پوشش آژانس اطلاعات بیشتری را از محل قرارگیری Metal Gear Zeke کسب کنند. هرچند در ابتدا بیگ باس و میلر با این بازدید غیرمنتظره مخالفت میکنند اما دکتر هیو امریک با ارسال نامهای نسبت به انجام بازرسی موافقت میکند. بیگ باس که خود را در عمل انجام شده میبیند برای ایجاد نشدن سوظن بیشتر به حضور مامورهای آژانس تن داده و به سرعت پایگاه را آماده میکنند. آنها تمامی نیروهای غیرنظامی را به کشورهای خودشان فرستاده و به جز Metal Gear Zeke، تمامی جنگافزارها را ساحل منتقل میکنند. نیروهای باقی مانده در Mother Base به کوبا منتقل شده و به باقی مانده نیروهای آماندا والنسیانو ملحق میشوند.
برای تماشای قسمت اول داستان بازی در یوتوب کلیک کنید
برای تماشای قسمت دوم داستان بازی در یوتوب کلیک کنید
میلر در تاریخ 4 مارچ 1975 متوجه میشود که Paz هنوز زنده است و پیشنهاد میکند که بیگ باس برای کسب اطلاعات بیشتر پیرامون سایفر به دنبال او برود. بازدید آژانس و وضعیت پراکنده نیروها باعث میشود که بیگ باس و میلر تصمیم بگیرند، چیکو را به سمت خواهرش آماندا بفرستند. چیکو در میانه راه کوبا از کشتی به شکل مخفیانه خارج شده و سعی در آزاد کردن Paz دارد که دستگیر میشود. اطلاعات کسب شده از سوی میلر نشان میدهد که چیکو در کمپ امگا اسیر شده. چند روز از این ماجرا گذشته چیکو به ساختمانی در کمپ امگا منتقل میشود تا با نیروهای XOF حاضر در این پایگاه و رئیس آنها یعنی Skull Face ملاقات کند. اسکال فیس توضیح میدهد که هیچی راه فراری وجود ندارد و تنها راه نجات چیکو، اطلاعاتی است که او از Mother Base در اختیار داشته و اسکال فیس به دنبال آنهاست. بعد از تجربه شکنجهای سخت و طولانی نهایتا چیکو شروع به اعتراف کرده و تمامی اطلاعات خود از Mother Base و البته Metal Gear Zeke را در اختیار اسکال فیس قرار میدهد.
اسکال فیس که میداند بیگ باس و MSF برای نجات چیکو و Paz هر کاری انجام میدهند، چیکو را مجبور به ارسال پیامی اضطراری میکند. نیروهای MSF با دریافت این پیام، آماده انجام عملیات میشوند اما موقعیت جغرافیایی کمپ امگا باعث میشود که بیگ باس به تنهایی وارد عملیات شده و تنها یک هلیکوپتر را برای خروج از کمپ در اختیار داشته باشد. کار اسکال فیس با Paz اما هنوز تمام نشده. او فاش میکند که Paz تنها مامور سایفر است که موفق به دیدار رودررو با Zero شده و احتمالا از موقعیت او باخبر است. موضوعی که اسکال فیس برای رهایی از سایفر به دنبال دانستن آن است. اسکال فیس اطلاعات مد نظر خود را از Paz گرفته و دو بمب را یکی در شکم و دیگری در بخشی نامشخص از بدنش قرار میدهد. دو روز بعد یعنی 16 مارچ، اسکال فیس به سراغ چیکو رفته و واکمنی را به او میدهد و میخواهد که سلامش را به بیگ باس برساند. در ادامه اسکال فیس با دیگر نیروهای XOF برای حرکت از کمپ امگا سوار بر هلیکوپتر شده و تمام نشانههای XOF را لباس و تجهیزات خود حذف کرده و از منطقه خارج شدند. بیگ باس با موفقیت به کمپ امگا نفوذ کرده و چیکو را پیدا میکند. چیکو نواری را به بیگ باس نشان میدهد که حاوی صدای Paz در زمان بازجویی است. با استفاده از صدای محیطی نوار، بیگ باس موقعیت Paz را پیدا کرده و متوجه میشود که هنوز زنده است به کمک هلیکوپتر اشاره شده همراه با چیکو با موفقیت از کمپ خارج میشوند.
در راه بازگشت به Mother Base، چیکو متوجه زخمی روی شکم Paz شده و به بیگ باس هشدار میدهد. بیگ باس در این لحظه به دیگر نیروی امدادی حاضر در هلیکوپتر دستور میدهد که زخم مورد نظر را بررسی کند. سوار بر هلیکوپتر امدادگر شکم Paz را باز کرده و بمب قرار گرفته در بدن او را خارج میکند. در این بین میلر با بیگ باس تماس گرفته و خبر از موفقیتآمیز بودن بازرسی و پیدا نشدن Zeke میدهد. با این حال در همین لحظه ارتباط هلیکوپتر با Mother Base قطع شده و بیگ باکس متوجه میشود که حملهای از سوی نیروهای XOF به پایگان آنها شروع شده. بیگ باس با هلیکوپتر روی یکی از سکوهای سالم فرود آمده و در ادامه همراه با میلر و تنها یک سرباز MSF موفق به فرار میشوند. بخش عمدهای از Mother Base در این حمله از بین رفته و میلر در همان هلیکوپتر شروع به بازجویی Paz میکند. اینجاست که Paz از وجود بمب دوم در بدنش خبر میدهد و برای نجات جان دیگران خود را به بیرون پرتاب میکند. بمب منفجر شده و موج انفجار آن با هلیکوپتر برخورد کرده و موجب سقوط آن میشود.
بعد از حمله به Mother Base، اکثر دولتها و چهرههای نظامی فکر میکنند که در جریان این عملیات، بیگ باس جان خود را از دست داده. با این حال بیگ باس، میلر و امدادگر حاضر در هلیکوپتر جان سالم به در برده و به بیمارستانی در قبرس منتقل میشود. بیگ باس به کما رفته و به مدت 9 سال در همین وضعیت باقی میماند. 26 فوریه 1984 رسیده و بالاخره شخصیت اصلی بازی که از این پس تحت عنوان Venom Snake شناخته میشود از کما خارج میشود. بعد از به دست آوردن هوشیاری، پزشک معالج اسنیک به او میگوید که برای 9 سال گذشته در کما بوده و انفجار صورت گرفته 108 قطعه ترکش خارجی همچون استخوان و دندان را وارد بدن او کرده. این تنها نیمی از ماجرا است و در ادامه اسنیک متوجه میشود که در زمان انفجار دست چپ خود را به شکل کامل از دست داده. چند روز بعد اسنیک از حضور نیروهایی در بیمارستان با خبر میشود که به دنبال کشتن او هستند. پزشک معالج او برای پنهان کردن هویتش، صورت او را جراحی کرده و به او لقب Ahab میدهد. در همین لحظه چهرهای ناشناخته وارد صحنه شده و بعد از کشتن پرستار و پزشک به سراغ ونوم اسنیک میرود اما در آخرین لحظه بیمار تخت کناری اسنیک یعنی Ishmael وارد عمل شده و بعد از درگیر شدن با آدمکش بینام موفق به فراری دادن او میشوند. Ishmael به اسنیک میگوید که طی 9 سال گذشته از او مراقبت کرده و تمام دنیا به دنبال مرگ او هستند. در جریان فرار اسنیک و Ishmael از بیمارستان، این دو به آسانسور بیمارستان رسیده و کودکی را میبینند که ماسک به صورت دارد و روی هوا معلق است. اینجا شخصیت دیگری وارد ماجرا میشود که فعلا تحت عنوان Man on Fire شناخته میشود و به دنبال کشتن اسنیک و Ishmael است. بعد از درگیریای طولانی اسنیک و Ishmael فاصله چندانی تا فرار از بیمارستان و نیروهای XOF ندارند که برای بار چندم سر و کله Man on Fire پیدا میشود. چیزی تا کشته شدن اسنیک توسط این شخصیت مرموز باقی نمانده و آمبولانسی با او برخورد کرده و اسنیک متوجه میشود که Ishmael پشت فرمان آن است. این دو به حرکت خود ادامه میدهند تا اینکه بالاخره بعد از گذشت از تونلی به موانع موجود در جاده برخورد کرده و چپ میکنند.
بعد از گذشت یک ساعت، اسنیک بهوش آمده و متوجه غیبت Ishmael میشود. اسنیک خود را از آمبولانس خارج کرده و در ادامه برای بار دیگر با کودکی مواجه میشود که ماسک به صورت دارد. درست در لحظهای که همه چیز برای اسنیک به نظر پایان یافته، آسالات از راه رسیده و سوار بر اسب اسنیک را نجات میدهد. اسنیک و آسالات بالاخره موفق به فرار از منطقه میشوند و در ادامه آسالات با خطاب قرار دادن بیگ باس به او میگوید که شخصی که او را استخدام کرده دو هدف را دنبال میکند. نجات ونوم اسنیک و البته کازوهیرا میلر که مدتی پیش توسط نیروهای شوروی در افغانستان دستگیر شده. میلر در طول 9 سال گذشته بخشی از ارتش بیگ باس را بازسازی کرده اما اکنون توسط نیروهای شوروی که در افغانستان مشغول تمرین دادن به نظامیهای محلی بودند، دستگیر شده و تنها دو هفته برای نجات او زمان دارند.
با گذشت مدت کوتاهی، اسنیک سلامتی خود را به دست آورده و حالا باید در تاریخ 21 مارچ 1984 به افغانستان رفته و شرایط را برای نجات میلر آماده کند. اسنیک همراه با آسالات وارد افغانستان شده و ماموریت خود را برای پیدا کردن محل قرارگیری میلر شروع میکند. بعد از بررسی چند پایگاه مختلف نهایتا اسنیک موفق به پیدا کردن میلر شده و متوجه میشود که کازوهیرا پای چپ و دست راست خود را از دست داده. درست زمانی که همه چیز برای خروج این دو از منطقه آماده است، مهی عجیب محیط را فرا گرفته و چهار نیروی ویژه Parasite Unit که بخشی از XOF بوده و در ابتدا میلر را دستگیر کرده بودند به سراغ اسنیک می آیند. اسنیک در وضعیت فعلی توان مقابله با آنها را ندارد و نهایتا همراه با میلر از طریق هلیکوپتر فرار کرده و به Mother Base جدید بر میگردند. با رسیدن اسنیک و میلر به Mother Base، آسالات و دیگر نیروهای Dimond Dogs به استقبال آنها آمده و در آخرین لحظه جدایی، میلر و اسنیک به یکدیگر قول میدهند که هر کاری را برای متوقف کردن سایفر انجام دهند. اسنیک برای دریافت اطلاعات بیشتر از موقعیت و وضعیت سایفر تصمیم میگیرد که فعالیت خود در افغانستان را ادامه داده و با انجام چند عملیات مختلف به خواستههای خود نزدیکتر شود. اسنیک برنامه اجرای چندین عملیات مختلف را از رابطهای CIA دریافت کرده و موفق میشود چندین نیروی کارکشته را به جمع Dimond Dogs اضافه کند. در این بین البته درگیریهای متعددی با نیروهای XOF و به خصوص Parasite Unit شکل میگیرد که نهایتا اسنیک با موفقیت آنها را پشت سر میگذارد. همچنان نشانههای اندکی از سایفر در دسترس است و اسنیک و میلر به دنبال راهی برای متوقف کردن آنها هستند.
اسنیک به خرابههای Aabe Shifao رفته و اینجا با اسنایپری به نام Quiet روبرو میشود. شخصیت مرموزی که هرچند قدرت نامرئی شدن را در اختیار دارد اما نهایتا طی درگیری با اسنیک، شکست میخورد. میلر به اسنیک دستور تمام کردن کار کوایت را میدهد اما آسالات در طرف دیگر به او میگوید که بهتر است کوایت را به Mother Base منتقل کنند. در جریان انتقال به Mother Base، کوایت بهوش آمده، دستبند خود را باز کرده و آن را به سمت اسنیک پرتاب میکند. اینجاست که کوایت تظاهر میکند که از هلیکوپتر به بیرون پریده اما در اصل نامرئی میشود. 1900 مایل تا رسیدن به Mother Base باقی مانده اما هلیکوپتر توسط یک جت جنگنده مورد حمله قرار میگیرد. اسنیک با استفاده از مسلسل موجود روی هلیکوپتر به جت شلیک میکند اما مانور خلبان برای جلوگیری از برخورد موشک با هلیکوپتر نهایتا منجر به از دست رفتن کنترل اسنیک میشود. در همین لحظه کوایت از حالت نامرئی خارج شده و با استفاده از مسلسل هلیکوپتر به سمت موشک ارسال شده شلیک میکند. در ادامه اسنیک کنترل مسلسل را برای بار دیگر برعهده گرفته و کوایت با شلیک اسلحه تک تیرانداز خود موفق به کشتن خلبان جت میشود. چیزی تا فرود روی Mother Base باقی نمانده که دو هلیکوپتر خودی به همراه نیروهای Dimond Dogs، اسنیک و هلیکوپتر او را هدف قرار میدهند. میلر اعلام میکند که به هیچوجه اجازه حضور کوایت در پایگاه را نمیدهد و در مقابل کوایت با یک پرش از هلیکوپتر به بیرون پریده و در میان هوا نامرئی میشود. کوایت پشت سر میلر دوباره ظاهر شده و نهایتا توسط نیروهای حاضر محاصره میشود. در شرایطی که میلر و آسالات برای تصمیمگیری درباره آینده کوایت با یکدیگر به اختلاف برخوردهاند، اسنیک دستور میدهد که فعلا او را در یکی از سلولها زندانی کنند.
میلر در ادامه توضیح میدهد که 9 سال پیش هیو امریک زمانی که ماموران آژانس به دنبال بررسی Mother Base بودند، در برج کنترل پایگاه حضور داشت اما بعد از حمله صورت گرفته جنازه او پیدا نشد. میلر اعتقاد دارد که اسرار هیو برای انجام بازرسی در زمان غیبت اسنیک و میلر نشان میدهد که احتمالا او در از بین رفتن پایگاه قدیمی نقش کلیدی دارد. میلر همچنین توضیح میدهد که دلیل اصلی رفتن او به افغانستان پیدا کردن هیو بوده. به تازگی پیامی اضطراری از سوی هیو مخابره شده که قصد دارد از سایفر جدا شده و به Dimond Dogs بپیوندد. میلر از فرصت استفاده کرده و برای گرفتن انتقام از هیو و البته اطلاع از پشت پرده حمله به پایگاه، اسنیک را برای پیدا کردن او به افغانستان میفرستد. اسنیک به نیروگاه Serak میرسد و اسکال فیس و هیو را میبیند که برای استفاده از AI Pod با یکدیگر بحث میکنند. اسکال فیس اعتقاد دارد که استفاده از هوش مصنوعی همان اشتباهی است که کلدمن 10 سال پیش مرتکب شد و باید از آن دوری کنند. یکی از سربازهای XOF، اسکال فیس را باخبر میکند که هیو مخفیانه با بیگ باس ارتباط گرفته. بعد از پرت کردن هیو از راه پله، اسکال فیس دستور میدهد که او را به پایگاه اصلی منتقل کنند. اسنیک در ادامه به پایگاه اصلی نفوذ کرده و با Mammal Pod روبرو میشود که 10 سال پیش توسط Strangelove ساخته شده بود و در اصل از هوش مصنوعی باس محافظت میکرد. اسنیک نهایتا هیو را پیدا میکند اما او توضیح میدهد که نمیدانسته بازرسی آژانس در اصل یک نقشه از پیش طراحی شده بوده و اعتقاد دارد که نگهداری از کلاهکهای هستهای به دستور اسنیک، دلیل اصلی Mother Base بوده. درست زمانی که هلیکوپتر برای خروج اسنیک و هیو از راه رسیده، نوبت به رونمایی از ساخته جدید او یعنی Metal Gear Sahelanthropus میرسد. جنگ افزاری غولپیکر که Tretij Rebenok همان کودک ماسک به صورت بیمارستان در کنار آن حرکت کرده و البته در دست خود اسکال فیس را حمل میکند. بعد از مبارزهای نفسگیر اسنیک بالاخره موفق میشود موقتا Sahelanthropus را از کار انداخته و همراه با هیو که دیگر اعتمادی به او ندارد از منطقه فرار کنند. بعد از رسیدن به پایگاه، هیو برای شش ساعت تحت بازجویی قرار میگیرد و در جریان این ساعات میلر را متهم میکند که در گذشته با سایفر در ارتباط بوده و او خائنی است که باعث از بین رفتن Mother Base شده. در این بین آسالات سرنگ حقیقت دیگری را به او تزریق میکند و میلر او را با اکسواسکلتون شکنجه میکند. در تمام این مدت اسنیک از پشت پنجرهای شیشهای صحبتهای طرفین را گوش میکند. میلر همچنان مطمئن است که هیو مقصر حمله 9 سال پیش است. اسنیک برای قبول این ماجرا نیاز به مدارک بیشتری دارد و به میلر دستور میدهد که فعلا دیگران نباید از حضور هیو در پایگاه باخبر شوند. آسالات از اتاق بازجویی خارج شده و به اسنیک توضیح میدهد که هیو اعتراف کرده که سایفر برای انجام تحقیقات بیشتر از افغانستان خارج شده و به آفریقا منتقل شده. به نظر میرسد سایفر متقاعد شده که Sahelanthropus نیازهای آنها را برآورده نمیکند و قطعه گمشده در آفریقا است. اسنیک به درخواست هیو با او صحبت میکند. هیو صحبتهای خود را به سمت دکتر کلارک و پروژهای میبرد که 10 سال پیش برای ساخت کلونهایی براساس انسان انجام شده. پروژهای که هیو اعتقاد دارد اهمیت بسیاری برای سایفر داشته و حتی ممکن است به ابزاری ارتباط داشته باشد که قرار است متالگیرها را از رده خارج کند.
اسنیک تماسی را از آسالات دریافت کرده و هرچند فکر میکند در اصل Zero پشت حمله 9 سال پیش است اما آسالات توضیح میدهد که 10 سال پیش از خروج اسنیک از آمریکا، هیچکس موفق به دیدن Zero نشده. آسالات اعتقاد دارد که این موضوع نشاندهنده بیارتباط بودن حمله Mother Base به Zero است. اطلاع از این موضوع که هیو با اسکال فیس همکاری کرده نشان میدهد که اسکال فیس چهره اصلی در ماجرای نابودی Mother Base است. نیروهایی که توسط اسکال فیس هدایت میشوند هرچند به عنوان XOF و گروه ضربت سایفر شناخته میشوند اما تحت فرماندهی این شخصیت جدید از سایفر جدا شده و حالا به شکل مستقل فعالیت خود را دنبال میکنند. میلر در ادامه اسنیک را باخبر میکند که هدف بعدی آنها در آفریقای مرکزی و مرز آنگولا و زیره قرار دارد. اسنیک به آفریقا رفته و ماموریتهای مختلفی را برای از بین بردن اهداف مرتبط با سایفر و اسکال فیس انجام میدهد تا نشانهای تازه از آنها پیدا کند. در این بین راه اسنیک به گروهی از سربازهای کودک میرسد که نهایتا توسط اسنیک به Mother Base منتقل میشوند تا زندگیای متفاوت را تجربه کند. در این بین اطلاعات کسب شده مشخص میکند که کودک سربازی با نام Shabani منطقه صنعتی تحت عنوان Devil’s House زندانی شده. اسنیک نهایتا راه خود به این منطقه را پیدا کرده و بعد از ورود به کارخانه متروکه با تعداد زیادی انسان روبرو می شود که روی تختهای یک شکل خوابیده و صدایی در داخل دهان آنها پخش میشود. بالاخره اسنیک موفق به پیدا کردن Shabani میشود اما در همان نزدیکی اسکال فیس حضور داشته و مشغول از پا در آوردن یکی از همین سوژههای آزمایشگاهی است. صدای گریه Shabani که از اسنیک میخواهد زندگی او را به پایان برساند، اسکال فیس را باخبر کرده و او به فرزند سوم یا همان Tretij Rebenok دستور حمله اسنیک را میدهد. پسربچه ماسک به صورت، Man on Fire را احضار کرده و با اسنیک درگیر میشود. درگیری اسنیک با Man of Fire شروع شده و هرچند برای مدت کوتاهی او موفق به فرار از دشمن عجیب خود میشود اما نهایتا باید برای بار دیگر رودروی او قرار گیرد. میلر اطلاعی از هویت این شخصیت مرموز ندارد اما آسالات به یاد میآورد که پیشتر او را در قبرس ملاقات کرده. درگیری اسنیک و Man on Fire نتیجه خاصی را در بر ندارد و او برای لحظاتی تنها میتواند دشمن خود را غیرفعال کند تا توسط هلیکوپتر از منطقه خارج شود. تمام اتفاقات Devil’s House ثابت میکند که اسکال فیس در آفریقاست و Man on Fire از دستورات او پیروی میکند. با اینحال هیچکس اطلاعی از واقعیت هدفونهای فرو رفته در بدن سوژههای آزمایشگاهی ندارد. با اینکه Man on Fire در جریان درگیری خود با اسنیک، Devil’s House را به شکل کامل نابود میکند اما نیروهای Dimond Dogs موفق به ضبط صدای این محیط شده و آنالیزهای خود را شروع کردهاند تا اطلاعات بیشتری را از آزمایشهای سایفر کسب کنند.
اسنیک در ادامه ماموریتهای خود موفق به جذب نیروی جدیدی برای Mother Base میشود. کودک سربازی به نام Eli که از بریتانیا به آفریقا رسیده و در این منطقه کنترل گروهی از کودکهای سرباز را در اختیار گرفته. ایلای در مقابل اسنیک شکست میخورد و همراه با او به Mother Base میرود. کودکی که در اصل یکی از دو کلون ساخته شده براساس DNA بیگ باس است. کلونهایی که هیو نیز پیشتر درباره نقش دکتر کلارک یا همان Para-Medic در شکلگیری آنها صحبت کرده بود. ایلای در آینده با نام لیکوئید اسنیک شناخته میشود. به ایلای در تمام طول زندگیاش گفته شده که از میان دو کلون ساخته شده براساس بیگ باس، او نمونه ضعیفتر است و برادرش دیوید یا همان سالید اسنیک به عنوان کلون برتر شناخته میشود. با این حال اتفاق غیرقابل پیشبینی این است که برای اثبات این فرضیه از ایلای و اسنیک، تست DNA گرفته میشود اما نتیجه نشان میدهد که این دو با یکدیگر ارتباطی ندارند. انجام ماموریتهای مختلف یکی پس از دیگری توسط اسنیک، Dimond Dogs را به این نتیجه میرساند که Major Zero دیگر نقش اصلی داستان نیست و اسکال فیس همراه با نیروهای XOF به دنبال هدفی متفاوت هستند. نکته قابل توجه این است که اسکال فیس برای مدتها سعی داشته از زیر سایه سایفر و زیرو خارج شود اما هیچگاه نمیتوانسته از محل حضور او باخبر شود. دلیل اصلیای که باعث شده بود اسکال فیس از Paz، بازجویی کرده و او را زیر فشار شکنجه قرار دهد این بود که Paz آخرین نفری به شمار میرفت که موفق به دیدار حضوری با زیرو شده بود. اطلاعات به دست آمده از سوی Paz، موقعیت زیرو را لو داده و اسکال فیس در ادامه به عنوان هدیه برای او نشانی شبیه به چیزی که سالها پیش در اختیار باس بود، ارسال میکند. نشانی که در زمان برخورد با دست زیرو، انگلی خاص را وارد بدن او کرد. اینجا در اصل اولین نقطه از شروع مسیری است که نهایتا زیرو را تبدیل به یک جنازه متحرک و بیجان میکند. با در نظر گرفتن این موضوع، عملا زیرو و سایفر از معادله خارج شده و این تهدید اسکال فیس و نیروهای XOF است که باید از سوی اسنیک متوقف شوند.
در همین بازه زمانی، اپیدمی ناشناخته میان سربازهای حاضر در Mother Base پخش میشود. تعدادی از سربازها به واسطه این اپیدمی جان خود را از دست میدهند و اسنیک دستور میدهد تمامی افراد آلوده، قرنطینه شوند. بعد از مدتی اسنیک، میلر و آسلات متوجه میشوند که این اپیدمی تنها سربازهایی را درگیر خود کرده که به زبان کیکانگو صحبت میکنند. به دست آوردن این اطلاعات جدید اسنیک را وارد ماموریتی جدید میکند. ماموریتی که طی آن اسنیک با دانشمندی کهنسال با نام Code Talker ملاقات میکند. گفته میشود که Code Talker برای مدتی مجبور به همکاری با اسکال فیس بوده و اطلاعاتی درباره این اپیدمی دارد. اپیدمی که در اصل نشات گرفته از «انگل تار صوتی» است. اسنیک در جریان ورود و خروج به محل حضور Code Talker و رساندن او به Mother Base با دو گروه از نیروهای ویژه Parasite Unit درگیر میشود. نیروهایی که اینبار قدرتهایی شبیه به کوایت را در اختیار دارند. بعد از دو درگیری بزرگ، نهایتا اسنیک با موفقیت Code Talker را به پایگاه اصلی میرساند. اینجاست که او توضیح میدهد زیر نظر اسکال فیس مجبور به ساخت ویروس مهندسی شدهای تحت عنوان Vocal Cord Parasite شده. ویروسی که انسانهای مختلف را براساس زبانی که صحبت میکنند، هدف قرار میدهد. اپیدمی شکل گرفته در Mother Base براساس نسخه آزمایشی این ویروس شکل گرفته بود. کد تاکر درمان این ویروس را در اختیار اسنیک قرار میدهد و حتی تعدادی از سربازهای آلوده شده، بهبودی خود را به دست میآورند. روشن شدن ماهیت Vocal Cord Parasite، هدف نهایی اسکال فیس را مشخص میکند. در گذشته Major Zero برنامهای برای صلح را دنبال میکرد که طی آن مرزی برای دنیا باقی نماند. با این حال اسکال فیس عقیده دارد که برنامه زیرو در اصل از بین بردن تمامی فرهنگها و جایگزین کردن آن با چیزی است که سایفر تعریف میکند. اسکال فیس در اصل به دنبال این است که با انگل جهش یافته، انسانهایی را هدف قرار دهد که به زبان انگلیسی صحبت میکنند. او اعتقاد دارد که با نابودی این گروه از انسانها، دیگر فرهنگهای موجود همچنان میتوانند به حیات خود ادامه دهند. بخش دوم برنامه اسکال فیس مشخص میکند که او به چیزی فراتر از پخش کردن یک انگل فکر میکند. ازمان انتشار : 65 ماه قبل Y.A : نویسنده
برچسب ها : تاریخ عرضه بازی Ratchet and Clank: Rift Apart مشخص شد, داستان بازی متالگیر 5 فانتوم پین, اخبار و معرفی بازی ها اخبار بازی ها معرفی بازی ها اخبار و معرفی بازی
در صورت خرابی لینکها ما رو مطلع کنید
گزارش خرابی
آمار باز دید این مطلب داستان بازی متالگیر 5 فانتوم پین
تعداد کل بازدید ها: 2,035
تعداد بازدید های ماه جاری: 2,035 نظرات و پیشنهادات

